مبارک باد
شاید!!!
دریا خورشید را بلعید
ماهی بر آب بوسه زد
در گرگ و میش زمان
کارت ورودم را گم کرده ام!
و زمان همچنان می گذرد
آغاز دگر ست
روز از نو
روزی از نو
یک طلوع دگر ست
گردش عشق به چپ ممنوع
قانون نیست
مدعی گر قاضی شود
قانون شکنی ست
سر برود
قول نرود
قانونی ست
این قانون منست
نقطه سر خط تکرار نیست
بدون دریافت انرژی
درتاریکی مطلق
اما
جیرجیرک های باغچه مان
به میمنت زایمان گربه ای
در زیر بوته ی گل یاس
خفگی را سپری می کنند
مبادا شیر پستان گربه بخشکد!
من جیرجیرک های ته انباری خانه مان رابیشتردوست دارم.
نمونه ست
پرده بزرگداشت را کنار می زنم
خون دل لقمه گرفته!!!
در منطقه ی روانی
وامانده ام به تماشای
ریزش دیواره ام
که می خواهد بخشی از
تاریخ من شود!
صبر نیز
و
آرامش در پی آن
دریده!
سن
داغ وسرخ!
آغاز کنسرت حنجره ها
هماهنگ با نتهای چلانده شده
ومن میخواهم در چهل و دو نطفه شوم
وحتی خیلی قبل تر از آن هیچ شوم
اجرا: "من زنده ام فقط زنده"
عذر خواهی مدیر صحنه: "دست تقدیر کف ندارد تا کف بزند"
در کمین اند زیر خط افق
پیشگامان مکافات حریصانه
ولی
طولانی ست موسم رویش و تکثیر
در این مرغزار غنی
معرکه ایست![]()
بس که گفته اند :خطاست
چه باک
ریشه با جوانه عاشقی کند
این خطاست؟